خاطرات خنده دار

خاطرات خنده دار

تو دانشگاه یکی از دخترا ازم جزوه خواست
دقت کنید من از کسی جزوه نخواستم او از من جزوه میخواست.
گفتم خطم خوب نیست نمیتونی بخونی.
گفت اشکال نداره یه کاریش میکنم.
حالا بعد از یک هفته با هزار چنگ و دندون جزوما ازش گرفتم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
از اول تا آخر جزوم هر جا که جای خالی داشته شعر نوشته، نقاشی کشیده.
وقتی بش گفتم چرا اینکار را با جزوم کردی میگه حواسم نبود فکر کردم دفتر برادر کوچکمه
دیوانه خونس.

/ 0 نظر / 72 بازدید